˙·٠•●♥ دریـــــــــا ی عـشـــــق ♥●•٠·˙
هی رفیق .. اونیكه دستش و اینقدر محكم گرفتی .. دیروز عاشق من بود .. دستاتو خسته نكن .. محكم یا آرام .. فردا تو هم تنهایی قلبى دارم خسته از تپيدن... ميگويند ساده ام... ميگويند تو مرا با يک نگاه... يک لبخند... به بازى ميگيرى... مى گويند ترفند هايت... دروغ هايت... شيطنت هايت را نميفهمم... مى گويند ساده ام... اما من!! فقط!! تورا دوست دارم... و آنها اين را نميفهمند او مهربانیت را به دستی ببخش .. که می دانی با او خواهی ماند ... وگرنه حسرتی می گذاری بردلی که دوستت دارد... سلامتی اونی که میدونی دیگه هیچ وقت نمی تونی بهش زنگ بزنی اما دلت نمیاد شمارش رو از گوشیت پاک کنی گل عشقت که می بویم به یاد آن نگاه خیس و نم ناکت شوم، آشفته و دیوانه هردو نگاه پاک و غم ناکت تو که باد بهارانی بر این تن وز که می سوزد تنم در تب که می سوزد دلم در آتش سینه نگاه کن که غم درون دیده ام چشمای تو به من امید زندگی میده دستای تو گرمای خورشید و به دست من میده اون نگاه عاشق تو منو به زندگی برم گردونده اون لبای شیرین تو لب منو خندونده
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
![]()

![]()

چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود![]()

![]()



